تبليغاتX
چشم های پر ستاره


چشم های پر ستاره

بنام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت

brithday

سلام سلام

خوبين؟

من كه ديگه از شعر نوشتن خسته شدم گفتم امروز پستمو تغيير بدم و از اون حال و هوا بيام بيرون.

چي بود همش شعر شعر شعر...

هر چيزي هم يه حدي داره ديگه. گفتم يه دفعه هم كه شده حرف خودمو بزنم ، البته حرفي هم براي گفتن ندارم

همينجوري حال كردم يه چيزي بگم !!!!

شما كه نمياين تولدمو بهم تبريك بگين . حالا تولد كه تبريك نداره. مثلا ذوق ميزنيم كه داريم بزرگ ميشيم .

اي كاش هنوز بچه بوديم ، ولي تو به اين كارا كار نداشته باش تبريكتو بگو... ديگه هر چي باشه ميگن تولده.

 

 

بابا يكي بياد تولدمو بهم تبريك بگه ديگه!!!!

راستي لطفا بدون كادو وارد نشويد...

شوخي كردم بابا ، نظرتو بده...

تولد

 

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت16:39توسط غزل | |