تبليغاتX
چشم های پر ستاره


چشم های پر ستاره

بنام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت

قدر...

عجيب است حكايت ما

داستان غريبي كه هميشه هست

حكايت من و تو

دست و پا بسته

دل شكسته

كه با رويي سياه

در حضيض ظلمت سر به زير افكنده ام

و درمان دردهاي كهنه خويش را چشم ميدارم

و تو نور مطلق راز هستي

رمز خداپرستي

علت آفرينش در اوج ظلمت

من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم، پيدا نمي شدي تو

شايد كه مرده بودم ...

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت10:36توسط غزل | |