تبليغاتX
چشم های پر ستاره


چشم های پر ستاره

بنام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت

براي چشمانت ...

هوا ترست به رنگ هواي چشمانت

دوباره فال گرفتم براي چشمانت

اگر چه كوچك و تنگ است حجم اين دنيا

قبول كن كه بريزم به پاي چشمانت

بگو چه وقت دلم را زياد خواهي برد؟

اگر چه خوانده ام از جاي جاي چشمانت

دلم مسافرتنهاي شهر شب بوهاست

كه مانده درعطش كوچه هاي چشمانت

تمام آينه ها نظر ياس لبخندت

جنون آبي دريا فداي چشمانت

چه مي شود تو صدايم كني به لهجه موج

لحن نقره اي و بي صداي چشمانت

تو هيچ وقت پس از صبر من نمي آيي

درانتظار چه خاليست جاي چشمانت

به انتهاي جنونم رسيده ام اكنون

به انتهاي خود و ابتداي چشمانت

من و غروب و سكوت و شكستن و پاييز

تو و نيامدن و عشوه هاي چشمانت

خدا كند كه بداني چقدر محتاج است

نگاه خسته ي من به دعاي چشمانت .

دلتنگ

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت6:36توسط غزل | |

عشق

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت6:46توسط غزل | |

اين عكس رو به سفارش يكي از بازديد كنندگان وبلاگم گذاشتم .

اگه شما هم عكسي ميخوايد در قسمت نظرات براي من بفرستيد. ممنون...

جود لاو

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت7:49توسط غزل | |